سيد محمد حسيني شاهرودى / مصطفى آخوندى

44

اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام ( فارسى )

شيب آن سرازير شود و پايين برود كه ناگاه مورد يورش دشمنان اسلام قرار گرفته ، عقب‌نشينى كرد و سرانجام سپاه اسلام به مدينه بازگشت . بار ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله نيروها را به فرماندهى عمر بن خطاب به‌سوى آنان اعزام داشت . اين دفعه نيز دشمنى كه در پشت سنگ‌ها و درخت‌ها كمين كرده بود ، به محض رسيدن نيروهاى اسلام بر آنان يورش برد و مسلمانان به مدينه بازگشتند . دفعهء سوم ، عمرو بن عاص داوطلب شد و از رسول خدا صلى الله عليه و آله تقاضا كرد او را به فرماندهى نيروها برگزيند و گفت جنگ حيله و نيرنگ است . او نيز همانند دو فرمانده قبل در كمين دشمن افتاد و پشت به دشمن و رو به مدينه كرد . با اين سه مرحله شكست ، دشمن مغرورتر از سابق و در مقابل ، روحيهء نيروهاى اسلام به‌شدت تضعيف گشته بود . پس از اين شكست‌ها اگر قرار بود حمله‌اى صورت گيرد ، فرماندهى را مىطلبيد كه در قاموسش شكست و پشت كردن به دشمن نباشد . پيامبر صلى الله عليه و آله اين بار على عليه السلام را خواست و فرماندهى سپاه را به او سپرد . حضرت امير عليه السلام علت شكست فرماندهان قبلى را خوب مىدانست . دشمن ديده‌بانانى بر بالاى كوه‌ها داشت كه جادّهء اصلى را زير نظر داشتند . از اين رو ، به بهترين شكل ممكن از اختفاء و پوشش استفاده برد . حضرت ابتدا جادّهء اصلى را كه زير ديد و تير مستقيم دشمن بود ، ترك كرده ، نيروها را از بيراهه حركت داد . عمرو بن عاص وقتى چنين ديد ، فهميد كه او بر دشمن پيروز مىشود . لذا حسد ورزيد و درصدد برآمد كه آن حضرت را از اين تاكتيك منصرف كند . ابتدا گفت : اين جاده را من مىشناسم . حيوانات درّنده و مارهاى خطرناكى دارد . ولى اين سخن سودى نبخشيد . سپس ابوبكر را واسطه كرد امّا حضرت نپذيرفت . عمر را